ادبیات جهان را چگونه بخوانیم

ادبیات جهان را چگونه بخوانیم

نویسنده : دیوید دمراش
مترجم : شبنم بزرگی
  ۱۹۹ صفحه
  978-600-229-915-4
  نشر چشمه

Product Description

درباره کتاب ادبیات جهان را چگونه بخوانیم

با پیشینه‌ای از پنج‌ هزار سال قبل تا امروز، ادبیات جهان به‌تقریب تا تمام نقاط قابل‌سکونت این کره‌ی خاکی پیش می‌رود و به خوانندگان خود ترکیبی بی‌مانند از لذت ادبی و تجربه‌های فرهنگی عرضه می‌کند. درعین‌حال، خودِ همین ترکیب نیز چالش‌های منحصربه‌فردی را پیش می‌کشد؛ چنان ‌که نمی‌توان انتظار داشت با تکیه بر دانش فرهنگیِ مشترک میان مخاطبان و نویسندگان در یک سنت واحد، بتوان به همه‌ی آثار ادبی راه یافت. خواننده‌ی بالزاک، حتی بی‌آن‌که پاریس را ببیند، به آگاهی درخور توجهی از این شهر می‌رسد و در نتیجه بهتر می‌تواند فضای آثار بودلر و پروست را تجسم کند. به همین ترتیب، شناخت درخور قرآن، شرط لازم ارزیابی درست شعر عربی است. ممکن است سال‌ها زمان ببرد تا بتوان به شناخت دقیقی از حتی «یک» فرهنگ رسید، پس چه‌طور می‌توان با انبوه فرهنگ‌های ادبیِ جهان ارتباط برقرار کرد؟ جدا از کلیت متن، خود سنت‌های ادبی اغلب بسیار قایل به فرهنگ‌اند: نمایش‌نامه‌های برنارد شاو و تام استاپارد، به‌اصرار، شکسپیر را به خاطر خواننده می‌آورند، این در حالی است که اثر ژاپنیِ قرون‌وسطاییِ حکایت گِنجی پُر است از ارجاعاتی به اشعار ژاپنیِ پیش از خودش، و به همین ترتیب رمان‌های مدرن ژاپنی نیز پیوسته سراغ حکایت گِنجی می‌روند. به موازات ارجاعات متغیر ادبی، فرهنگ‌ها فرضیات متمایزی را شکل می‌دهند درباره‌ی این‌که ادبیات از چه راه‌هایی باید خلق و درک شود. اگر ما متنی به زبان دیگر را با نادیده‌ گرفتن فرضیات و ارزش‌های فرهنگیِ نویسنده می‌خوانیم، خطر تقلیل آن را به نسخه‌ای بی‌جان از یک گونه‌ی ادبی پذیرفته‌ایم که پیش‌تر می‌شناخته‌ایم؛ مثل این‌که هومر در واقع می‌خواسته رمان بنویسد و نتوانسته از پسِ شخصیت‌پردازی بربیاید، یا هایکوهای ژاپنی قرار بوده غزلواره باشند که پس از هفده هجا از نفس افتاده‌اند. خواننده‌ی غیرحرفه‌ای کیست که بداند؟ اگر نخواهیم خود را به خواندن درون دایره‌ی محصورِ یک یا دو اثر ادبی جهان محدود کنیم، نیازمندِ دست ‌یافتن به راه‌هایی هستیم که بتوانیم از گستره‌ی زمان و مکانی در دوردست بیش‌تر بهره ببریم. این کتاب در نظر دارد با پیشنهاد مجموعه‌ای از روش‌های ورود به جهان‌های متعددِ آثار ادبیِ دنیا، به این نیاز پاسخ دهد. تأکید فصل‌های این کتاب بر مباحثی کلیدی است که در مواجهه با مطالبی از زبانی دیگر، پیشِ روی ماست؛ روابط میان آثار برجسته را به نمایش می‌گذارد تا بتوانند نمونه‌هایی باشند از روش‌های مؤثر در خواندن ادبیات جهان، در کلاس‌های درس دوره‌ی لیسانس و فراتر از آن. وقتی سروکار ما با انبوه ادبیات جهان است، چالش‌های پیشِ روی ما بسیار جدی هستند. اما من این کتاب را با این باور راسخ نوشته‌ام: اثر ادبیِ جهانی تواناییِ منحصربه‌فردی دارد و فراتر از مرزهای فرهنگی می‌رود که آن را تولید کرده است. بدیهی است برخی آثار چنان دچار فرهنگ هستند که فقط می‌توانند برای مخاطب بومی یا متخصصانِ همان فرهنگ معنا داشته باشند، و این‌دست متون درون قلمروِ فرهنگ اصیل ملی یا منطقه‌ایِ خود باقی می‌مانند. بااین‌حال آثار بی‌شماری هستند که خوانندگانِ خود را در زمان‌ها و مکان‌های دوردست پیدا می‌کنند و با اضطراری ناگزیر با ما سخن می‌گویند. به‌ عنوان مثال، این روزها هیچ فرهنگی دورتر از فرهنگ ادبیِ دربارِ پادشاه شولگی از شهر اوریم، نخستین حامی ادبیات در جهان، نیست؛ کسی که چهار هزار سال پیش فرمانروای بین‌النهرین بود. زبان او، زبان سومری، به طور اخص، با هر زبان شناخته‌شده‌ی دیگری بی‌ارتباط است.

زمین چیزی زلال تر از این ندارد برای تماشا
چه کندذهن است آن کسی که بتواند و بگذارد و برود
منظره ای با چنین عظمت گیرا:
به راستی که این شهر بر تن کرده است، همچون جامه ای،
زیبایی این صبح را، صامت، عریان،
کشتی ها، برجک ها، گنبدها،
تماشاخانه ها و معبدها،
در دشت ها گسترده اند، سر در آسمان

Reviews

There are no reviews yet.

Be the first to review “ادبیات جهان را چگونه بخوانیم”

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Back to top